به زبان ریشه‌ها گومبا گومبا می‌کنم

بعضی به زبان مادری سخن می‌گویند و بعضی حتی به زبان مادری می‌میرند. ما که از این سعادت‌ها نداشتیم. خودم را عرض می‌کنم. حتی قوم یأجوج‌و‌‌مأجوج هم در قبال زبان شخصیِ شخصِ شخیص بنده، گردن‌گیرش عمیقا خراب است. حالا مثلا چس‌ نالیدم که چی عرض کنم؟ خواستم از ریشه‌ها بگویم. همان پنهان‌های اساس قضیه و […]

تسلیم شوم؟

– تسلیم شو.؟ اووووههه. چشم‌چشم که می‌کنم می‌بینیم هرجا نقطه‌ی شکستی داشته‌ام که با سر، کله‌معلق زده‌ام و تا مدت‌ها زابه‌راه شده‌ام و کاسه‌ی چه‌کنم، چه‌کنم دست‌گرفته‌ام، حاصل یک اصل بوده: «حرکت بر پایه‌ی اصول شِرتی‌پرتی.» پایه‌های چسکی. بنیان‌های پِرپِرو. نتیجه؟ خودخرمالی و تولید استدلال‌های سیکیم‌خیاری‌ِ رضایت‌بخش. جایی شاید تسلیم، لزوم باشد. من تسلیم چه […]

فرمیک مرگ سه مورچه

مورچه بودند. بعد از شش-هفت سالی حفاری، پای‌شان باز شد به طبقه‌ی چهارم. بوی اسید فرمیک را خوب می‌شناسم. هفت سالم بود. آب‌نبات طالبی‌مزه‌ی‌ عید را گذاشتم دهانم. تلخ، تند و زننده. بیرونش ریختم. مورچه‌‌ای روی بسته‌ و انگشتم لهیده و با آب‌نبات، راهی دهانم شد. خوابم بوی اسیدفرمیک می‌داد. عوقی زدم و پریدم. بوی […]

از کجا شروع کنم؟

دیروز توی اولین وبینار سرزبان سال نو، درباره‌ی نقطه‌ی شروع؛ پیچ‌پیچه‌ترین نقطه‌ی تاریخ بشر با درصد بالا، که معمولا با جمله‌ی «فقط شروع کن» یا کاملا به ته‌ته‌های تباهی رسیده یا به عطف و وفاق پرداختیم. اما پیش‌تر از خودم می‌پرسیدم سرگیجه‌ی شروع، از کجا می‌آید؟ ندانستن یا در نظرگیری چندین شروع؟ احتمالا هر دو. […]

گودو از کجا آمد؟(قسمت اول) | آموزش زبان ژاپنی

آموزش زبان ژاپنی با گودوبندانگشتی؟ گودو جان یه نی‌نی‌کولوچه‌‌ست که می‌تونه زبونای مختلف رو بفهمه ولی نه بلده بخونه، نه بلده بنویسه و نه حتی می‌تونه حرف بزنه. فقط بلده سرشو تکون بده. چطوری اینا رو فهمیدم؟ اولین‌بار شب بود که دیدمش. داشت تلاش می‌کرد پشت لیوانم قایم بشه که مچشو گرفتم.   هر چی […]

با ناامیدی چه کنیم؟ | ناامیدی به‌دردبخور یا ناامیدی به‌دردنخور

ناامیدم. گاهی می‌پرسم چند انسان تا حالای تاریخ، این جمله را گفته‌اند. با هر زبانی. این‌که ناامیدی خوبست یا بد، شناختی عمیق می‌طلبد. اما چطور ناامیدی به اصطلاح «بد» و «خوب» را از هم تشخیص دهیم؟ اصلا ناامیدی خوب یا بد چه معنایی دارد؟ احتمالا جمله‌ی جادویی «خوب و بد نسبیه» به عنوان موسیقی پس‌زمینه‌ی […]

مخاطب‌شناسی، نوشتن، فرم و چند چیز دیگر

کونت لق باد عزیزترین مخاطبم یا نکند نوشتن آزادیم را بگیرد؟ ای پست که می‌روی به سویش/ گر ول کرد و رفت از این‌جا/ سر ماتحتی که متزلزل است/ برسان به عشق و حرمت/ لق‌لق کونت باد. ماتحتت متزلزل باد بهتر نبود؟ کون لقت؟ هوم؟ کدام می‌چسبد؟ با کی بودم؟ گفتم که. با عزیزترین مخاطبم. […]

تاب بشم تاب‌آوری بلدی؟ 7 سوال از کثافتی به نام تاب‌آوری

نوچ‌نوچ‌نوچ‌نوچ. سرتاته شهر، شده تاب‌آور. پخش‌و‌پلا عین شپش. همّه تاب‌‌دار و تاب‌بیار و تاب‌آور. چی‌چی هست این تاب‌آوری؟ چیزی تو مایه‌های جاکشی یا کلاه‌برداری‌ای به نام عَدالت اشتماعی و این‌ها. اوا شما هم تاب‌آور بودید؟ خاک به‌ سرم. ناناعت شدید؟ اشکال ندارد. از دل‌تان در‌می‌آورم. از مغزتان هم. این تاب‌آوری جاخوش‌کرده را. آش درهم‌جوش تاب‌آوری […]

توهین چیست و نیست؟ مرز بی‌ادبی و باادبی کجاست؟

ننه‌جنده یا مادر شما با مردان متعددی آمیزش جنسی دارد؟ انتخاب شما کدامست؟   «به من نگو کسخل، بلکه مرا بخوان: آلت‌پریش. ای که نه تربیت داری نه خانوادگی، زباله‌ی غیربازیافتی.»   توی باغ قضیه نبودم اصلا که کی‌کیَک و چی‌چیَک با فردوسی و شاهنامه شوخی کرده یا توهین کرده یا چی مثلا. حتی پی‌اش […]

صداقت و جسارت و صراحت تا کجا؟

صداقت و جسارت خوبه، البته تا پَر صداقت و جسارتت به پر من نگیره.   نشستم یکبار مانیفستم را مرور کردم. «به الگوها حمله کن. از الگوها بنویس و الگوها را بشکن و الگوها را از سرتاته بررسی کن و نه فقط قسمتی را.»   تا دو سال گذشته معتقد بودم که طوری از الگوها […]

سرگذشت و سرنوشت ایران یا پاسخ بزرگ۳

حالا که نت برگشت قسمت دوم رو هم بگم. قسمت اول رو توی کانال تلگرام بخونید. کلیتش اینکه اگر آمریکا ورود کنه به ماجرا، فردو رو با بمب‌های سنگرشکن می‌زنه و جنگ ایران و آمریکا پایان پیدا می‌کنه ولی با اسرائیل نه. اما اگر بپرسید باید بگم آمریکا تقریبا این کار رو هم نمی‌کنه یا […]

رفتم خودکشی کنم توت چیدم آوردم*

این روزها همه خودکشی می‌کنند. شما چطور؟ دیش‌دان‌دارام‌رام‌رام. طپش. زنی جوان به دلیل ازدواج اجباری خودسوزی کرد. پزشکان به علت فشار کاری بالا و ناامیدی از آینده خودکشی می‌کنند. افراد ناامید خودکشی می‌کنند. نویسندگان خودکشی می‌کنند. مرلین مونرو هنرپیشه‌ی معروف خودکشی کرد. دو دختر نوجوان خوشحال‌خوشحال خودکشی کردند. کودک ده ساله پس از تماشای پنج […]

سلطان امر به منکر و نهی از معروف خاورمیانه؟

  کل اگر طبیب بودی، سر خود دوا نمودی. رطب‌خورده منع رطب نمی‌کند. یک سوزن به خودت بزن، یک جوالدوز به مردم. -: چشم عباس‌آقا، شب بود سیبیلاتو ندیدم. (صدای چک افسری)   امر به معروف و نهی از منکر گلی از گل‌های بهشت؟ آیا کنم؟ یا نکنم؟ امر و منع را عرض می‌کنم. همین […]

زندگی چیست؟ | معنای زندگی با پرسش‌های بزرگ

«زندگی چیست؟،» اگر مزخرف‌ترین سوال نباشد، حتما یکی مانده به مزخرف‌ترین است. هر وقت این سوال را دیده و شنیده‌ام، چشم گردانده‌ام و «باز وقت گوزگوز فلسفی و آب‌زیپویی تفت دادن رسید»یی به زبان جاریده‌ام و تا شعاع هشت کیلومتری از منطقه‌ی مزبور دور شده‌ام. احمد ظاهر پس ذهنم می‌خواند: «زندگی چیست؟ خون دل خوردن، […]

جهان داستان شما به درد مستراح می‌خورد

ریدمان یا چیدمان؟ خلآ یا خلاء؟ جهان داستان‌تان کُجیه؟ دوره‌ی مانگانویسی بود. اوستایش هم خوب می‌دانست دربه‌درِ سینن و شونن‌نویسی، سرِ خر را کجِ آموزشش کردیم. سرِ همین، الکی‌پلکی گرگیجه‌یمان نمی‌داد و تو همین دو ژانر می‌چراندمان و می‌چزاندمان و سوال‌پیچ‌گریش درباره‌ی روابط علت و معلولی داستان در کمتر از سه سوت حفره‌های پلات‌ را […]