نیک‌انسان | گزارش روزانه

خب زودتر بیدار شدم. سارا نبود. شیما بود. یک ساعتی آزادنویسی کردم و مسئله‌ای را به نیمه‌حل رساندم و دیدم چقدر سخت شکل می‌گیرند بعضی‌چیزها و مدام باید عین پیکرتراش، بتراشی و بتراشی و بتراشی و صیقل بدهی تا از آب درآید. حالا الان درآمد؟ مطمئن نیستم و همین بیش‌تر در مسیر نگهم می‌دارد. امروز […]