باز باران | گزارش روزانه
گزارش 11 مهر 1405 خیلی زود برنخاستم. ده یا دهونیم. جلوس را آغازیدیم. دوستمان خواب ماند و خودش را رساند. در حال پختوپز کارگاه بودم و محتوای وبیکار و مطالعه. به پرسش: «چه میخواهم و چه نمیخواهم؟» پاسخ میدادم مدام توی ذهنم. پوستر کارگاه جدید رنج من، گنج من را ساختاندم. پاختاندم. توی این […]