فعل‌و‌انفعالات | گزارش روزانه

گزارش 3 مهرماه 1405

بیداریدم و خوابم را مروریدم و توی دیربرخاستن بریدم و از خستگی گریبان خود دریدم و بسته‌ی اینترنت و شارژ، خریدم و توی قرارمان پریدم.

سارارارا نبودید. شیما ببودید. بودیدیم با هم. کارمار و مطالعک و جستارک و جستانک. پیدائک و منبعک. هم‌فکری و هم‌کفری و هم‌دلی. قول‌و‌قرار و بای‌بای، ما رفتیم.

نوشتم و نوشتم، به آخرش رسیدم. حرف‌ها زیاد. ربط‌ها سخت. بازنویسی، خیال تخت.

موسیقی و موسیخی. حس‌و‌حالِ بیخی‌خی.

مرورهای دنباله. الهه و الهه.

فیروز چه خوب‌نویسه. همه‌اش داستان‌نویسه.

گزارش روزانه. نوشتنِ تنانه. فرستادن به خانه. نوشتن؟ آشیانه.

شیمائکم از دست رفت. خیالم ناراحت رفت.

نویسنده‌ساز خلوت بود. تمرین‌مان لذت بود. وسط‌هایش شلوغ بود. کامنت‌هایش پلوغ بود.

داستانک‌های داغون. بشور چشم را با صابون. هزار طرف پریدم. گشتیدم و گشتیدم. سرک‌کشی به هرسو. تهش لامپ زردنبود.

پرسیدم و کَسبیدم. اجازه‌‌ای خریدم. وصلیدم و حرفیدم. از تن‌و‌تن پرسیدم. از پاسخ‌های پنهان. نشسته در دل‌و‌جان. بپرسید از بدن‌ها. جواب نشسته آن‌جا. موریس بود و کتابش پدیدارشناسی ادارکش.

خوش‌حال شدم از صحبت. سرتاتهش بود فرصت.

میناصابری حاضر بود. جایش حسابی خالی بود.

پیاده‌روی تنها رفت. بدون من دورها رفت. تخمه خوردم به جایش. جوش می‌زنم دنبالش.

آزادانه نوشتم. کت‌بسته شد زمانم. ماندم مثل خر تو گل. که این‌بارم جمع شد ول.

داستانکی گزیدم. به پروپایش پیچیدم. رستگار شد گمانم. فشار نخورد زمانم.

تپاندمش تو کانال. شرمنده اما خوش‌حال.

سایتم هنوز مریض است. دنبال دست‌آویز است.

معرفی چه سخت است. اگر نشود بدبخت است.

القصه‌ای خلاصه. سایتم فعلا پلاسه.

جلوسیدم با شیم‌سار. خنده بودیم و تکرار.

بامداد شد و تمام شد. تماس‌مان بای‌بای شد.

لالا کردم به سختی؟ نه، خسته بودم راستکی.

الان آخر خط است. گزارشم به خط است.

آ-یّه.

زد زیاد.

https://t.me/channelelahehalizade

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *