یه روزی متوجه شدم که ارتباطم با محیط قطعه و یه جورایی انگار محیط برام نامرئیه. کمکم این موضوع برام به مسئله تبدیل شد و پِیِش رو گرفتم که ببینم علتش چیه. رسیدم به ترس. فهمیدم که ترس از محیط دارم.
تصمیم گرفتم باهاش روبهرو بشم. پس با حواس پنجگانهم زدم به دل محیط و تلاش کردم این کار رو جوری انجام بدم که شبیه بازی باشه.حالا مدتیه که سهشنبهها در سرزبان از تقابلم با این ترس و درگیر کردن حواسم با محیط حرف میزنم. دیدی چی شد؟ یادم رفت خودمو معرفی کنم. من سارا چگنیام. راستی. سلاااام.
یادداشتهای من رو در رسانهی شخصیم(کانال تلگرامی کنج عزلت) مطالعه کنید.
اینکه از کی عاشق نوشتن و نقاشی شدم را خودم هم نمیدانم. فقط از وقتی یادم میآید نوشتن و نقاشی با من بودهاند.
من ندا احمدی هستم. مینویسم و نقاشی میکشم.
همینطور جلو میرفتم که به این سوال رسیدم.
«چطور میشود نقاشی و نوشتن را یکی کرد؟»
پس شروع کردم نوشتن از نقاشی در کنار نوشتن و نقاشی.
توی وبینار «سرزبان» الهه از نقاشی میگویم. از اینکه نقاشی چه نقشی برایم دارد.
گاهی وقتی نمیتوانم احساساتم را بنویسم نقاشیشان میکنم. برای بچهها هم از نقاشی احساسات و ندیدهها میگویم و با هم احساساتمان را نقاشی میکنیم.
اگه یه روز یه مدرسه داشته باشم اسمش را میگذارم مدرسهی خطخطی چون نقاشی و نوشتن و همه چیز با خط شروع میشود و با خط تمام.
یادداشتهای من رو در رسانهی شخصیم(کانال تلگرامی گریزگاه من) یا توی سایت شخصیام مطالعه کنید.
من شیماام، مشاور کسبوکاری که عاشق جلسات مشاوره مسیر شغلیه. حالا این علاقه رو به سرزبان هم آوردم و در وبیکارهای معماری تفکر سعی میکنم به دوستانم کمک کنم تا با هم مسیر رشد شخصی رو باکیفیتتر طی کنیم.
کاری که سعی میکنم هر شنبه در سرزبان انجام بدم اینه که کمک کنم سرزبانیها مسیر رشد را با آگاهی، شناخت بهتر نسبت به خودشون و دیدی روشنتر پیش ببرن. با ویژگیها و احساسات خودشون، توانمندیهاشون، علایق و اولویتهاشون بیشتر آشنا بشن و تصمیمات دقیقتری بگیرن.
یادداشتهای من رو در رسانهی شخصیم(کانال تلگرامی کوچهجمله) و مطالب آموزشی رو در کانال تلگرامی شادزی مطالعه کنید.