چرا تلاش‌هایم دیده نمی‌شود؟ | سلیقه‌ی فرادست با قضاوت و نیاز چه می‌کند؟

نوجوان و بلا. عاشق این‌که گوشه‌ای دنج یافته که خلاص رفته از سایه‌ی «بهترین‌بودگی.» غنج‌و‌واغنج می‌زنم وقتِ هم‌گپی‌اش. بسندگی. بسندِش. داریم چنین مصدری؟ از آن‌ور خورده‌سرخورده‌ای، تاب‌ می‌خورد توی خاطراتم از دانش‌گاه. که رنج‌رنجان که: «چرا کسی تلاشم را نمی‌بیند؟» چپ‌و‌چول و زیرچشمی نگاهش کردم که «واه! حالا تو لنگِ دیدن تلاشت هستی؟ زیقی‌دوزای.» ترم‌های […]