اصل میدی؟
– گفت غذای رایگان میدیم بهتون. ملت هم قابلمهقابلمه آوردن دادن دست طرف و اونم با ماژیک اسمشونو نوشت که قروقاطی نشن و رفت که غذا بیاره. – خب؟ – هنوز رفته که غذا بیاره. راننده میگفت. که یارو رفته توی روستا و گفته قرار بر توزیع غذای رایگان است و ملت هم صابونزنان به […]