مرگ بر خواب و خاطرات

چسب گردالو را تپوئید روی جای سوزن. زدم بیرون از آزمایشگاه. مکثی میان دو نیمه. که بروم آن دست خیابان و بپرم توی ماشین و سیم‌ثانیه بعد خانه باشم یا پیاده گز کنم؟ و حدس بزنید چی؟ پیاده‌روی به قید قرعه برنده‌ی امروز بود. یک ساعت و نیمی از روز را مستقیم به دل خواب […]