چِلتَنِ آلِ زبان
گریستم. نمیدانم اثر فیلم هندی زیقکی بود یا میکوشم صرفا قضیه را بیندازم گردنش. که چس و سیسم نرود زیر تیغ و توی چشم شما همان دختر کلُفت توی وبیکارهایم باشم با نثرهای تیزوبز. گریستم. دیشب. مثل سگ؟ که نه. مثل آدم. مثل انسان. انسانتر از دیشب دیده بودم خودم را تا به حال؟ زانوهایم […]