خبری نیست که نیست | گزارش روزانه

ساعت ده و خرده‌ای پریدم. دیدم ساعت نگذاشته‌ام برای یازده. ساعت را کوک کردم. روی چند؟ آفرین. روی ده. توی خواب و بلبشو و کشمکش بودم(فکر کنم وسط تعقیب‌و‌گریز) از خودم پرسیدم: «اگر ساعت ده و خرده‌ای بیدار شدی و باید یازده بیدار می‌شدی و ساعت رو روی ده کوک کردی تا یازده بیدار شوی، […]