تمرین‌گاه سرزبانی‌ها

تمرین «مثلثوال» مثلث پرسشی افزاینده‌ی توجه ما به خودمان و جهان پیرامون و تقویت نگاه پرسش‌گری و اکتشفا و کنجکاوی فراموش‌شده‌ی کودکیست که با هدف ایجاد جریان شناختی و ارتباطی طراحی شده است. 

در وبینارهای روزانه‌ی سرزبان با هم این تمرین را انجام می‌دهیم و قلکی از پرسش‌های ارزشمند جمع‌آوری می‌کنیم تا در مسیر ایجاد دستگاه فکری و رشد فرصت‌های زندگی، راهنمایان و قدم‌های کوچک ما واقع شوند.

این صفحه قرارگاه هم‌رسانی روزانه‌ی تک‌پرسشی از تمرین‌ مثلثوال‌مان و کاوش آن با دوستان و همراهان‌مان است تا بتوانیم از توان پرسش‌گری یکدیگر الگو بگیریم و از پرسیدن، نترسیم. 

پرسش‌ها را در بخش کامنت‌ها بنویسیم.

621 پاسخ

  1. چرا اینقدر می‌خام حقیقت در مورد فلان قضیه را بدونم؟ چه فرقی به حالم داره؟ با دوستان حقیقت چی عوض میشه؟

  2. چرا آزادی اینقدر برایم مسئله‌ است؟ اگر فقدان زیادش را نمی‌تحربیدم باز چنین بودم؟ چرا با کوچکترین احیای خطر برای آزادی چنین غمین می‌شوم؟ چگونه می‌توانم تعریفی غیرشخصی از آزادی داشته باشم؟ مرز آزادی چیست؟ آیا مرز یک چیز همیشه در نسبت با چیز دیگری تعریف می‌شود؟ مرز اخلاق و آزادی چیست؟ برای تعیین مرز نباید ابتدا چیستی و بودگی دو طرف را تعیین کرد؟ مرز و تفاوت چه فرق‌ها و شباهت‌هایی با هم دارند؟ هر چیزی مرز دارد؟ مرزِ مرز چیست؟ این از آن سوالات احمقانه نیست؟ سوالات فرمی لزومن بد و احمقانه هستند؟ سوالات ساختاری همیشه خوب و به درد بخور و راه‌بازکن؟

  3. مرز آزادی چیست؟ ارتباط و تقابل و پیوند آزادی و اخلاق چیست؟ مرز آزادی تا کجاست؟ اگر آزادی مطلق باشد آنگاه دیگر مرز ندارد؟ آیا هر چیزی مرز دارد؟ این علاقه‌ام به خودافشایی و پرهیز از سانسور چیست؟ چرا با این وجود خیلی از چیزها را حتا با نقاب و تزیین هم نمی‌گویم؟ چرا در یکی و فحش آزادی می بینم؟ چون نوعی تابو و ناهنجاری هستند؟

  4. چگونه باید آدم کشت؟
    از کجا موضوع بیابم برای ابرپرسش‌ها؟
    چرا مدتی نمی‌توانم یادداشت بنویسم؟
    چگونه زبان را بگسسانم؟ گسست زبان یعنی چه؟ زبانِ زبان چیه؟ زبان هم زبان دارد؟

  5. روز بیست و چهارم: پرسش‌هایم با موضوع «زیبایی» سال‌واژه‌ام.

    ۱. چگونه سدهایی که میان من و زیبایی است، بردارم؟
    ۲. آیا خشم، سد میان من و زیبایی است؟
    ۳. چگونه خشمم را مدیریت کنم؟
    ۴. چگونه از جایگاه عشق به رفتار دیگران پاسخ دهم؟
    ۵. جایگاه زیبایی چگونه است؟
    ۶. چگونه جایگاه زیبایی را کشف کنم؟
    ۷. چگونه از جایگاه زیبایی با دیگران و به خصوص خانواده‌ام رفتار کنم؟
    ۸. چگونه محیطم را برای جایگاه زیبایی و عشق مناسب کنم؟

  6. وای چقدر دلم می‌خاست اینجا بیام و سوال بنویسم
    سول یک فیلتر‌های ذهنی و رباتی چیست؟

    چرا من می‌خواهم از مهر بروم کار کنم؟

  7. چرا منیت نوشتارم بی‌نقاب‌تر شده؟ به خاطر میل به خودابرازگری؟ این میل یا نیاز از کجا می‌آید؟ زبانِ زبان چیست؟ چرا اینقدر زبان گفتاری کثیف و پر از جنایت هست؟ چگونه ما برده‌ی چنین زبانی شدیم؟ چگونه ازش رهایی یابیم؟

  8. چرا یک لحظه به‌جای این‌که سرچ کنم الهه علیزاده، سرچ کردم سرزبان؟
    چرا فاطمه هنوز دارد تلویزیون می‌بیند؟
    چه باعث می‌شود خاب‌مان نبرد؟
    بیداری‌ام حاصل منتظر بودن است؟
    می‌خاهم آن‌قدر بیدار بمانم تا همه‌چیز درست شود؟
    معماری در خاب اثر دارد؟
    معماری‌یی برای خابیدن و خوب خابیدن؟
    چرا آن معماری تغابنی برایم یادآور خاب و خلوت و مطالعه است؟

  9. روز بیست و سوم: پرسش‌هایم با موضوع «زیبایی» سال‌واژه‌ام.
    ۱. توان من در مسیر زیباتر شدن وجودم چقدر است؟
    ۲. چگونه در مسیر زیباتر شدن وجودم پرنیرو‌تر گام بردارم؟
    ۳. چگونه بهره‌وریم را در مسیر زیباتر شدن وجودم هر روز افزایش دهم؟
    ۴. چه زمان‌هایی در شبانه‌روز برای من معنای خلق زیبایی وجودم را دارند؟
    ۵. توان من در مسیر زیباتر شدن روابطم چقدر است؟
    ۶. چگونه در مسیر زیباتر شدن روابطم پرنیرو‌تر گام بردارم؟
    ۷. چگونه بهره‌وریم را در مسیر زیباتر شدن روابطم هر روز افزایش دهم؟
    ۸. چه زمان‌هایی در شبانه‌روز برای من معنای خلق زیبایی در روابطم را دارند؟
    ۹. توان من در مسیر زیباتر شدن محیطم چقدر است؟
    ۱۰. چگونه در مسیر زیباتر شدن محیطم پرنیرو‌تر گام بردارم؟
    ۱۱. چگونه بهره‌وریم را در مسیر زیباتر شدن محیطم هر روز افزایش دهم؟
    ۱۲. چه زمان‌هایی در شبانه‌روز برای من معنای خلق زیبایی در محیطم را دارند؟

  10. چرا نوشتجاتم تازگی‌ها سانتی‌مانتال شده؟ مشکلم با احساساتی بودن آن‌ها چیه؟ چرا اینقدر سخت بلند میشم؟ آیا به آدم شب تبدیل شده‌ام؟ چرا مثلثوال می‌نویسم؟ چه چیزی من را به انجام این کار. می‌کشانده؟ آیا چون فقط کاری آسان و کم‌زمانه؟ من در آزادنویسی دنبال چی هستم؟ اصن دنبال چیزی هستم؟

  11. چرا تمرین مثلثوال را دوست دارم و مهم می‌دانمش؟
    چرا طحال آتنا کیست کاشته؟
    عن هم کپک می‌زند؟

  12. چطور از داده‌های حاصل از ترکینگ استفاده‌ی مفیدتر و بهینه‌تری داشته باشم؟

    فقط تمرین ترکینگ و مثلثوال رو انجام می‌دم یا ازشون استفاده هم می‌کنم؟

    نتایجشون ناخودآگاهه؟

    یا عملکردی آگاهانه باید انجام بدم؟

    1. هانیه‌ی عزیزم، گاهی تمرین‌ها در درجه‌ی اول معنای نتیجه‌ای و کارکردی ندارند. گاهی فقط آموزش و ایجاد یک سیستم عصبی کوچک هستند تا بعدا مسیر تحلیل و بررسی و همون «خب حالا با اینا چی‌کار کنم؟» فراهم بشه.

  13. با یادداشت دیروز به حریم خود تجاوزیدم‌؟ مرز خودابرازگری تا کجاست؟ خودافشایی چیست؟ لزومن خودافشایی باید در عموم انجام شود؟ در خلوت چه؟ چرا با اینکه آدم صبحم اما چند روزی با بدبختی از جام بلند می‌شوم؟ چگونه می‌توانم بین قسمت‌های مختلف زندگیم تعادل ایجاد کنم؟

  14. ترس از اشتباه کردن تا کجا می‌خواهد گردن من را بشکند و در تصمیم‌هایم دو دلم کند؟

    چه می‌شود که نظر منفیِ دیگری در مورد چیزهای موردعلاقه‌‌ام، من را ناراحت می‌کند؟

    حس می‌کنم آن شخص من را نقد کرده؟

    اگر مرا نقد کرده باشد چه می‌شود؟

    اگر کسانی باشند که مرا دوست نداشته باشند، چه می‌شود؟

  15. پنج دقیقه ارزشمند من چیه تو زندگی؟
    ارزشی که تو پنج دقیقه می‌خوام به خودم بذارم چیه؟
    ارزش‌هامو چطور بشناسم؟
    ارزش وجودیم چیه. اصن ارزش وجودی چیه؟
    ارزش وجودی از کجا اومد؟ به عزت‌نفس ربط داره؟
    تو باقیمانده روز چجوری می‌تونم این ارزش رو قائل بشم؟
    اینکه جامو عوض کردم که بهتر بپرسم خودش ارزشه؟
    یعنی الان ارزش گذاشتم؟ سوالم خیلی بدیهیه؟
    از وقتی پرسش نجات‌بخش رو بودم پرسش‌هام چه تغییری کردن؟
    من.
    من.
    من.
    من چی‌م؟ چی‌م درسته یا کی‌م؟ این تناقضاتی که این روزا باهاش دست به یقه‌م پشتش چیه؟ پشتش مهمه با جلوش؟
    از کجا اومدن؟
    چرا ماهیای عید باید تا الان زنده بمونن بعد بپرن و من بترسم؟
    ای بابا.
    خب از ارزش می‌گفتم؟
    چطور بدونم الان چی مناسب منه؟
    این گیجی برای چیه؟
    چرا با اینکه هدفم رو می‌دونم و حتی براش کار هم می‌کنم هر چقدرم حلزونی ولی باز حس نارضایتی دارم؟
    هدفم هدفم نیست؟ من که معنای کارمو می‌دونم اشکال کجاست؟
    قرار شد تا 18:30 بیشتر نپرسی. کاش برای کارای دیگه هم انقد دقیق بودی رو زمان.
    مربی جان تلگرام پیام دادم ببینید در زمان مناسب نزذیک لطفن.

  16. چگونه مثل قبل در مثلثوال جدی شوم؟
    واقعیت مستقل نقاشی چیست؟ رنگ؟
    سوگ چیست؟ تنها از دست رفته؟

  17. چرا به حضور همه‌چیز و همه‌کس عادت می‌کنم؟

    عادته یا وابستگی؟

    برای همه پیش میاد؟

    چجوری کمتر از آینده بترسم؟

    چرا از بیان تصمیم می‌ترسم؟

    به خودم اطمینان ندارم؟

    چرا برای برای دیگران بیشتر از خودشون غصه می‌خورم؟

    چجوری با وجود زیاد بودن وسایلم و نیاز به استفاده‌ی دائم ازشون، اتاقم رو مرتب نگه دارم؟

  18. چرا رفت دیروز یادم مثلثوال؟
    چیست فرق پیش‌داوری و قضاوت؟
    چگونه پیش‌داوری نداشته باشم؟
    چرا بهش پیام نمی‌دهم؟چون او نمی‌دهد؟ چرا اصن باید پیام بدهم؟

  19. چی می‌شه که حالم بد می‌شه؟
    حال بد چه ویژگی‌هایی داره؟
    چرا الان که حالم بده کسی متوجه حال بدم نمی‌شه؟
    چرا دیگران فقط هنگام بیماری جسمی متوجه حال بدت می‌شن؟
    چرا باید دیگران متوجه حال بدت بشن؟
    توجه اونها چه تاثیری در حال بدت داره؟
    وقتی حالت بد می‌شه چه احساسی داری؟
    احساس گند و کثافت چه علتی داره؟
    وقتی حالت بده بیشتر به چی توجه می‌کنی؟
    در حال الان چه کاری می‌تونی برای حال بدت بکنی؟
    حالت بده یا تلقین می‌کنی بد بودنو؟
    می‌شه حال بد رو تلقین کرد؟
    برای چه هدفی؟
    هدف پنهانت از این کار چیه؟
    هدف آشکارت چیه؟
    الان چه امکانی داری که حالت یه ذره بره سمت بهتر شدن؟
    حال بدت شامل چه احساساتی می‌شه؟
    این احساسات از برآمده از چه کنشیه؟
    چرا برای پرسیدن مکث می‌کنی؟
    چی شد که مثل قبل بی‌کله عمل نمی‌کنی؟
    ترس‌هایی که داری ترس درستیه؟
    ترس درست چه‌جور ترسیه؟
    یکی از دلایل حال بدت بت ساختن از آدما نیست؟
    چی می‌شه که بت می‌سازی؟
    بت الانت کیه؟
    کی تبدیل به بتت شد؟
    خودتو از چشم اون می‌بینی؟
    چقدر نگاه اونو به خودت درست می‌دونی؟
    درباره‌ی نگاه اون برداشت شخصی نداری؟
    چطور می‌شه بدونم چه نگاهی به من داره؟
    اگر اون نبود چجوری زندگی می‌کردی؟
    اون چه تأثیری در عملکردت داره؟
    چطور می‌شه نیمه‌ی پر لیوان رو نمی‌بینی؟
    نیمه‌ی پر لیوان از نگاه بتت چیه؟
    علتش چیه که رو منفیات زوم کردی؟
    چطور می‌تونی تلاشاتو ببینی؟
    چی مانعت می‌شه خودتو واقع‌بین ببینی؟
    واقع‌بینی چجوریه؟
    چی می‌شه وقتی محیط آرومه من ناآرومم؟
    احساس گند و کثافت برای چیه؟
    چطور می‌تونم با خودم مواجه بشم؟
    چطور می‌تونم از مواجه با خودم نترسم؟
    چه چیزی خرمو گرفته نمی‌ذاره حرکت کنم؟
    اصلن می‌دونم حرکت چیه؟
    چه تعریفی از حرکت دارم؟
    چرا دارم می‌میرم؟
    مردن چجوریه؟
    مرگ؟
    چرا باید رو یه موضوع بمونم؟
    موضوعم حال بدمه چطور می‌تونم فقط از این بپرسم؟
    درست پرسشگری می‌کنم؟
    این همه بدبینی از کجا میاد؟
    دارم کحا می‌رم؟ چرا نفهم شدم؟
    قبلن بفهم بودم؟
    بفهم بودن چجوریه؟
    وای دارم خل می‌رم.
    نبودم یعنی؟

  20. این همه دست کم گرفتن کارهایم و خودم از کجا می‌آیند؟

    همه‌اش مربوط به کمال است؟

    این کمال گناه ندارد تمام گناه‌ها را می‌اندازم گردن او؟

    کمال را چطور ضعیف کنم؟

  21. محیط چگونه مرا میسازد؟
    سن من مرا در معرض چه قضاوت‌هایی قرار میدهد؟
    چرا آدم‌های هم‌سن خودم را برای ارتباط انتخاب نمیکنم؟
    آیا در انتخاب دوست مسولیت ساید خوب و بدش را پذیرفته‌ام؟
    آیا به قدر کافی خودم را در معرض رست شدن گذاشته‌ام؟
    زن بودن جرم است؟
    چرا کون من می‌تواند منشا فحاشی قرار بگیرد اما کون یک مرد ابژه‌ی میل به فحاشی را بر‌نمی‌انگیزاند؟
    بی.جنسیت بودن را می‌شود تجربه کرد؟
    کی آدم‌ها از تمسخر جنسیت دست برمیدارند؟
    کی من به فحش خوردن از جنسیتم عادت میکنم؟
    آیا عادت میکنم؟
    آیا باید عادت کنم؟
    آیا عادت کردن ناکارآمدی میزاید؟
    آیا عدم عادت باعث حذف خودخواسته‌ام میشود؟

    1. چرا کون من می‌تواند منشا فحاشی قرار بگیرد اما کون یک مرد ابژه‌ی میل به فحاشی را بر‌نمی‌انگیزاند؟

      یعنی توی فحش‌های «کون‌دار» از کلمه‌ی زن استفاده می‌شه یا بار معنایی زنانه داره؟
      چون معمولا «کونده» کنایه‌ی جنسی بیش‌تر مردانه‌ست.

  22. تعلل و دو دلی‌ام در عملی کردن تصمیمم چیست؟

    از چه جهت می‌ترسم بیانش کتم؟

    ترس از شکست؟

    سرزنش شدن؟

    مسخره شدن؟

    دوباره کمال؟

    اگر مسخره شوم چه می‌شود؟

    همه‌ی این‌ها؟

    یا هدف پنهانی هم پشت این‌ها هست؟

  23. زبان چیست؟
    ارتباط زبان با کلان سیستم‌ها چیست؟
    زبان خود را چگونه تغییر دهیم؟
    چگونه بفهمم زبان بقیه چیست؟
    آیا کسی وجود دارد که زبانی نداشته باشد؟

  24. چرا تصورِ نفرت کسی از من، من را آزار می‌دهد؟
    چگونه می‌توانم زندگی‌ام را به سمت مینیمال‌تر شدن پیش ببرم؟

  25. دو روز است که از وبینار بیرون می‌افتم، آیا باید دنبال معنایی در کائنات باشم؟
    کی قرار است به دردهایم اهمیت بدهم؟
    چرا انگیزه‌ای برای آرام کردن دردهایم ندارم؟
    این عدم انگیزهمنشا ناامیدی دارد یا اهمال‌کاری؟
    آیا می‌شود که زور اهمال‌کاری از درد بیشتر باشد؟
    چرا به بعضی افکار می‌گویند مسخره؟
    آیا توجه به صدای پرندگان نوعی فعالیت مزخرف است؟
    بعد از توجه به تمرینات سارا چگنی، چه چیزهایی جدیدی را در محیط کشف کرده‌ام؟

  26. حریم شخصی چیست؟
    آیا دارم با گفتن و نوشتن چیزایی در کانالم به حریم خود می‌تجاوزم؟
    چرا تازگی‌ها در طول روز سوالات بسیار کمتری برام پیش میاد؟ چون با کار و بار فرصت فکریدن را از خود گرفته‌ام؟

  27. چرا از ضبط روزگفتار خجالت می‌کشم؟

    زیر سر کمال است یا خجالت؟

    با هجوم افکار و شلوغی‌شان چه می‌شود کرد؟

  28. چرا اکثر مواقع به توهم دانش دچارم؟
    اینکه مرز دانستن و ندانستن را نمی دانم سبب این توهم است؟
    دانش اندک من چقدر وابسته با دانش دیگران است؟
    چرا تصور می کنم از جریانات اجتماعی خبر دارم؟
    دیگران چطور متوجه این ادعا می شوند؟
    اگر با الهه آشنا نمی شدم هنوز توهم دانش داشتم؟
    توهم دانش سبب توقف در یادگیری می شود؟

  29. چه مرگم است که آزادنویسی نمی‌کنم؟

    مقاومت من در برابر خواسته‌های ذهنم از چیست؟

  30. آیا ما دانسته‌ها و ندانسته‌ها را در مورد واقعیت به کار می‌بریم؟ یعنی در سطح واقعیت ما دانسته و ندانسته داریم؟
    و آیا می‌توان گفت که ما درباره‌ی گوشه‌ای از واقعیت می‌دانیم ولی بخشی از آن را نمی‌دانیم یا انکار می‌کنیم یا روایت خودساخته داریم ازش؟

  31. چطور می‌توانم بین زندگی عینی و افکار ذهنی تعادل ایجاد کنم؟
    چرا به چنین تعادلی نیاز دارم؟
    هدف پنهان این نیاز چیست؟
    آیا می‌توانم به چنین تعادلی برسم؟

  32. چه ارتباطی بین معنا و واقعیت است؟
    فرم و محتوای آدم‌ها چیست؟
    تو مثلثوال ضعیف شده‌ام؟ چرا؟

  33. چطور می‌شود به خطاهای شاختی، فرصت جولان کمتری داد؟

    اوج انرژی‌ام شب‌هاست و بیشتر کارهایم در روز، چطور می‌توانم میان این‌ها تعادلی ایجاد کنم؟

  34. حالا که تصمیم گرفته‌ام بدانم، مطالعه و جستجویم را از کجا باید آغاز کنم؟ در چه حوزه‌ای؟
    دانستن چی مشتاقم می‌کند؟
    دانستن چی برایم ضرورت دارد؟
    دانستن چی میتواند پایه باشد برای بقیه‌ی دانسته‌های بعدیم؟
    آیا نوشتن فهرست کمکی می‌کند؟

    چرا امروز این همه تنهایم؟

  35. با کاریکلماتور چه کنم؟
    دلتنگی چیست؟ چرا بعد از چند ماه هنوز نتوانستم برایش تعریفی ارائه کنم؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *