خوابی از جنس کیسهبوکس
دیشب نشستم و در راستای چالش ده روزهی جمله نویسی آقای کلانتری-مدرس نویسندگی- در وصف خواب چند جملهای قلم پاره کردم. توی مثلثوال به سرزبانیها گفتهام وقتی دربارهی هرکدام از اضلاع، پرسشی توی دستوبالتان نیست، جایش جمله بنویسید. همان جمله را پرسش کنید. یعنی اگر این کار را هم نکنند دیگر بشکند این دست که […]
من یا من یا من یا من یا من یا …؟
کدام من، من است؟ این یکی-دو سالی که کنهچسبِ پرسش شدم، دیگر کارم به پرسش از لادرزهایی از خودم کشید که «هییییییی، زشته به خدا.» طوری که به محض چشمتوچشمی با خودم، سرتکاندادان و نوچنوچکنان از پرسش و اعترافاتِ درزناک و دردناکم از بغل خودم رد میشدم و «ای تف تو روت»ی هم حوالهی خودم […]