گودو از کجا آمد؟(قسمت اول) | آموزش زبان ژاپنی

آموزش زبان ژاپنی با گودوبندانگشتی؟

گودو جان یه نی‌نی‌کولوچه‌‌ست که می‌تونه زبونای مختلف رو بفهمه ولی نه بلده بخونه، نه بلده بنویسه و نه حتی می‌تونه حرف بزنه. فقط بلده سرشو تکون بده.

چطوری اینا رو فهمیدم؟ اولین‌بار شب بود که دیدمش. داشت تلاش می‌کرد پشت لیوانم قایم بشه که مچشو گرفتم.

 

هر چی پرسیدم: «آهای تو این‌جا چی‌کار می‌کنی؟ از کجا اومدی؟ اسمت چیه؟ اصلا کی هستی؟» دیدم نه که نه. فقط ترسیده و می‌لرزه و معلومه اگر بازم سوال بپرسم یه وقت پا به فرار می‌ذاره و اون‌وقته که از روی میز بپره پایین و استخونای نرم و نازکش بشکنه.

 

چاره چی بود؟ قایمش کردم تو لیوان سفالیم و وقتایی که اوضاع امنه میارمش بیرون تا با هم فیلم و کارتون ببینیم.

 

دروغ نگم خیلیم دلم براش رفته و دوستش دارم. آخه بچه که بودم، مامانم برام قصه‌ی «بندانگشتی» رو تعریف کرده بود و منم بعدش آرزو کرده بودم که یه بندانگشتی سروکله‌اش تو زندگیم پیدا بشه. خب حالا پیدا شده. البته گاهیم خیلی بداخلاق و بی‌حوصله می‌شه.

حتما کوچولو بودن خیلی سخته.

 

یه بار که داشتم کارتونای ژاپنی که به‌شون می‌گن انیمه نگاه می‌کردم، دیدم گودو داره می‌پره بالا و پایین و دست‌و‌پا می‌زنه تا برسه به مانیتور. نزدیک بود از روی پاهام بیفته زمین که توی هوا گرفتمش و نشوندمش کف دستم.

پرسیدم: «چی شده حبه‌نباتم؟ دنبال چی می‌گردی؟ ترسیدی؟ می‌خوای قطعش کنم؟»

سرشو به علامت «نه» تکون داد و هی به مانیتور اشاره کرد.

دوزاریم افتادم. پرسیدم: «نکنه خونه‌تون ژاپنه؟»

ذوق‌زده چندباری سرشو بالاوپایین کرد.

 

ای دل غافل. پس تو راه خونه‌تونو از ژاپن تا این‌جا گم کردی؟

بعدش پرسیدم: «مگه می‌شه؟ تو با این تن کوچولو، بدون زبون، بدون سواد چطوری تا این‌جا اومدی؟»

 

گودو با دستاش حرف می‌زد. من‌که نفهمیدم چی گفت.

سرمو خاروندم و یه ذره فکر کردم.

«گودو؟ دوست‌ داری با هم ژاپنی یاد بگیریم تا هم بتونی تعریف کنی چطورکی سر از این‌جا درآوردی و هم بتونی راه خونه‌تونو پیدا کنی؟»

چشمای درشتش پر از ستاره‌های برق‌برقی شد. شروع کرد به دست‌زدن و دور خودش رقصیدن.

فهمیدم خوش‌حال شده و با هم یه راه خوب پیدا کردیم.

 

رفتم کلی این‌ور و اون‌ور رو گشتم تا ببینم با هم چطوری ژاپنی یاد بگیریم.

دیدم چه مسیر طولانی‌ای داره. ولی من برای شادی گودو هر کاری لازم باشه می‌کنم.

 

راستی شما هم دوست دارید تو این سفر همراه ما باشید و روزی که گودو تونست ژاپنی حرف بزنه ازش بپرسید از کجا اومده؟

پس بیاید با هم‌دیگه این مسیر رو شروع کنیم و پیش بریم.

گودو براتون بوس می‌فرسته.

هوراااا.

7 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *