فلسفهی سایت
«سایت، خونهی ما توی سیارهی گوگله.»
طرفهای دو سال پیش، آموزش سایتداری با دوستیژیگربلا را با همین جمله آغازیدم.
آره آره شبیه همان «شهر ما، خانهی ما» یا گندهگوزیهای املاکیهایی به نظر میرسد که میخواهند تا دسته بتپانند تویت. همان گویینگ تو د مون.
ولی سایت همین است. هر سایت، عدد و رقم و آدرس و نشانهای دارد. سرفلکهای، آخر کوچهای چیزی. پلاک دارد و قبض و در و دیوار و ساکن و صاحبخانه و مهمان و نگهبان.
خانه چه میخواهد؟
«این خَنه ستون میخه.»
سقف و سیم و لوله و لابی.
در وپنجره و کرکره.
سایت مو نمیزند با خانه.
مستراح و حمام و هال و پذیرایی. اتاقخواب و آشپزخانهی باب.
نقشه دارد و معماری و دکور.
سایت هم.
خانه، فضابندی دارد. سایت هم.
سایت، نگاه معمارانه میخواهد. هیچ سایتی از همان ابتدا ظاهر نمیشود. ساخته میشود. معماری میشود. اول ظاهرش و بعد روح میآید تویش با محتوایش.
طراحی سایت، قدم اول است.
مثال همان نقشه و بنای ساختمان و سفتکاری.
نازککاری اما حضور و اسبابواثاثیه و خرتوپرتهای صاحبخانه است که ذرهذره میپاشد به کف و سقف سایت. همان «چکارهحسنیبودگیها»ی هر شخص و اشخاصی که ساکنان سایتند.
و بعدش زندگی میآید. تا جاگیر شویم و با خانهیمان دو کون در یک تنبان شویم زمان میبرد. کار خاصی هم لازمش نیست. همان زندگی. همان جریان طبیعی و ارگانیک را میطلبد. وسایل را بارها و بارها جابهجا میکنی.
تغییراتی جزئیجزمی میزنی تا جا میافتند و هر چیزی جای خودش را پیدا میکند و چندسال بعد اما همه را تغییر میدهی.
یواشیواش هم دروهمسایه و خواننده و فضول و بپا و… هم پیدا میکنی. کاملا ارغانیک.
همین مرحله سالها طول میکشد تا راهدستت بیاید که کدام ساختار و چیدمان میآید سرانجام به سایتخانه و صاحبخانگیات؟
و اما سایت را از کجا بیاغازیم؟
۱- سایت، با بلاگ میآغازد
اول بسماللهی به قدری درگیرِ «برای هر چیزی یک دستهبندی» هستند بعضیها و فکر میکنند با این کار، به دیدهشدن محتوایشان کمک میکنند که تهش چی؟ آفتابهولگن، هفت دست، شامونهار؟ هیچی. محتوا هم؟ هیچی.
بگذارید سایتتان ارگانیک رشد کند. اولش هر چه مینویسید را در همان دستهی وبلاگ منتشر کنید. پا که بگیرد سایت، خودش نشانتان میدهد که حالا وقت تفکیک است.
۲- فهرست، اسمش رویش است
سایتی میدیدم با کلی کبکبهودبدبه و سرشار از تصاویر زاغارت هوش مصنوعی که تا اینجایش به تخمتان. دیدم فهرست سایت دو خط است.
دوخ خّط. باورتان میشود؟
طرف قیمهی دستهبندیهایش را ریخته بود توی ماست فهرست و هِدِر و نتیجه؟ ریدمان. شلختهوبیسلیقه.
فهرست، گزینه و گزیده است. مثل اسکلمشنگها دستهبندیها را ول ندهیم تویش و برای نمایش دستهبندی از مگامنو و منوی آبشاری استفاده کنیم تا گویوم خودمان و ملت را به گا ندهیم.
۳- هاست زیر سه گیگ؟ گوزیدن به آب
اگر طراح سایتمان گفت: «هاستودامنهی رایگان،» تیتاب ندهیم به خرِ ذوق و بگوییم وای چقدر خوب. این هاستودامنهی رایگان یعنی هاست یک تا یک و نیم گیگ.
هاست یک گیگ؟ فقط المنتور سایتتان ۳۰ مگابایت فضا میخورد و به قدری دستور میریزد توی کار که چشم باز میکنید میبینید هفتصد مگ از یک گیگ فضا پر شده و حالا خر بیار و تاپاله بار کن.
هاست زیر سه گیگ خریداری نکنید. اگر هزینهی خرید و تمدید سالانهاش سنگین است، تمدیدش را سه ماهه یا شش ماهه انجام دهید. ولی زیر سه گیگ؟ نکنننننن.
«هاست سه گیگ لینوکسیِ ایرانیِ لایتاسپیدکش.» این را بخرید.
۴- قالب مفتی ممنوع
یادم است بندهخدایی هی رفتوآمد و اطلاعات گرفت که تهش برایش مفتی سایت طراحی کنم. فکر کرد من پول اینترنت و خرجومخارج زندگیم را با کسکشی درمیآورم و نوکر ابوی محترمش هستم. تهش چی؟ رفت سایت را داد دست نابلد.
طرف هم خدایی دمش گرم، رایگانرایگان یَک پایش را گذاشت اینور سایتش و یَک پای دیگرش را آنور سایتش و تمامممم قدددددد رّیدّ به سایتش.
قالب انگلیسیزبان را حتی راستچین نکرده بود و به اسم طراحی، قالب کرده بود و اسم تِرّاحیهایش را گذاشته بود طَراحی و مشتری مشنگش هم فقط خوشحال که مفتی کارش را انجام داده.
شاید شما به عنوان مشتری دانش طراحی نداشته باشید. اما طراحان میدانند. طراح سایت، نگاهش به سایتتان بیفتد میفهمد طرف درتان مالیده یا واقعا طراحی کرده؟
کسی که صرفا المنتور و جت بلد است، طراح نیست. اوپراتور است. اوپراتوری کلاهبردار که کلاغ را رنگ میکند و عوض طوطی میکند توی پاچهیتان.
سایتش حالا با لَگ و داستان بالا میآید و میروی تویش از شدت حظّ بصری میتوانی یبوست مادرزادی را درمان کنی.
قالبهای مفتی اسکریپتهای تخریبگر دارند. سایت را سنگین میکنند. تغییرشان سخت است و اکثرا کدگذاریشدهاند که با فارسیسازی ناقص میشوند.
رک بگویم، نه شما و ننهوبابایتان رایگانید نه طراح بدبخت.
مفتخواهی و مفتبری حقیقتا دون شأن نویسنده است.
تازه پشتیبانی مفتکی سایت فقط دو ماه است. نه یک قرن.
۵- قالب مردم را ندزدید بالام جان
دوستان دقت کنید، اگر از قالبی خوشتان میآید نمیتوانید به طراحتان بگویید یا خودتان بردارید قالب اختصاصی مردم را کپی-پیست کنید.
چیزی وجود دارد به نام مالکیت خصوصی. شاید طرف خارجی باشد و دستش به شما نرسد. اما طرح و طراح داخلی پیدایتان میکند و پدرتان را درمیآورد. در کمترین حالت ممکن پدرومادرتان را با زبانش بیعفت میکند و حق دارد. چون شما مالکیت خصوصیاش را نقض کردهاید.
اگر کونتان بگذارد هم رواست. پس یا کسب اجازه کنید یا حق طرح را بپردازید یا طرحی دیگر بزنید.
۶- طراح عنترومنتر شما نیست
به طراح بدبخت پیام میدهد، تهدیدش میکند و وقتش را میگیرد و یک هفته و دو هفته و یک ماه و دو ماه و قولوقرار میگذارد و بعد تا قیمت را گفت، خشکخشک میرود پی کارش؟
نام این رفتار بیشعوریست.
حداقل تشکر کنیم و از زمانی که طراح بدبخت برایمان هدر داده تشکر کنیم. طراح بدبخت آدم است.
من که دیگر تقریبا طراحی نمیکنم. اما میدانم موجودی به نام طراح(در هر زمینهای) چه بسیار با این بیشعوری مواجه است.
بدتر از آن کسانی هستند که بعد از سه-چهار ماه برگردند و طلب طراحی میکنند.
دقت کنیم دوستان، ما اکسِ طراح نیستیم که به خاطرش بسپارد سفارش کوفتی ما چه بوده؟
سرآخر چه کنیم؟
پیشنهاد بیشرمانهام خدمتشما.
هر کسی تا به حال پرسیده که چطور خودش سایت بالا بیاورد این لینک را معرفی کردهام.
برای خرید هاست و دامنه هم سایت میهنوبهاست یا هاستدیال، از حرفهایترینها بودهاند تا اینجا. پارسپک هم بد نیست ولی اخلاقش کمی گوهیست.
یاد بگیرید. نترسید. بزنید به دل لینکی که گذاشتهام و قدمبهقدم سایتتان را بسازید یا بازسازی کنید. بگذارید اشتباه کنید. بگذارید خرابکاری کنید اما یاد بگیرید. تا زمانی که دیتابیس سایت به چوخ نرود، هر اشتباهی، راه حلی دارد.
نترسید از یادگیری وردپرس و المنتور و ووکامرس.
اینها را چرا گفتم؟
پیامهای طراحی سایت زیادی دریافت میکنم این روزها. بدم نمیآید طرح بزنم و پول دربیاورم که. فرصت اما نیست و اما از آن مهمتری هست.
که معتقدم خودتان انجامش دهید. سایت، خانهی شماست. بگذارید چموخم خانهیتان دستتان بیاید.
سرآخر فقططط اگر شاغلید و سرشلوغ و دستتان به دهنتان میرسد یا بیسلیقهاید، از طراح سایت کمک بگیرید و خودتان را اسیروابیر نکنید که بردارید برینید توی سایت و راهی آی سی یو که شد، پیام دهید و لاشهای بیندازید روی دست طراح بدبخت.
پا و یان.
مطالعه در کانال تلگرامم