هیچوقت تاریخها یادم نمیماند. مثل خیلی از اسمها. البته منظورم از تاریخ، تقویم است. اینکه تاریخ دقیقا چیست و کیست و کیست نیست، سخت است. تاریخ بیشتر وقوعی است. انحصارپذیری تاریخ ذهنخورهی اغلبِ اوقاتم است.
چندکی قصار تمرین کردهام تا به مدد ورد «ای حافظ شیرازی/ تو سالاد شیرازی» یکیشان را برگزینم و بپاشم کف جاتمرینی.
تاریخ، خانهایست با دیوارهای شیشهمشجری.
تاریخ، خانهایست که دیوارهایش شیشههای مشجرند.
تاریخ، همان زندگیهای کوچکیست که در پس اتفاقات بزرگ گم میشود.
تارخ را نه اتفاقات بزرگ که زندگیهای کوچک میسازد.
تاریخ، عکاسیست که فقط از بعضی چیزها عکس میگیرد.
تاریخ عکاسیست با تخصص روی یک یا چند سوژه.
تاریخ، عکاسیست با قابهای 3در4.
ریشههای درخت تاریخ، پنهانترینند.
درخت تاریخ، ریشههایش گستردهتر اما پنهانترست.
تاریخ ممهایست که هر لولویی میتواند ببردش.
تاریخ پستانیست که هر کس میدوشدش.
پستان تاریخ، دوشیدنیترین است.
روی پستان تاریخ نوشتهاند: «دوشیدن برای عموم آزاد.»
تنها نیستِ مصادرهپذیر، تاریخ است.
تاریخ، گذشتهایست مصادرهپذیر.
5 پاسخ
تاریخ همان حرفها و قصههایی است که گذشته را برای ما روشن میکند.
تاریخ، عکاسیست که فقط از بعضی چیزها عکس میگیرد.
بیان جالبی و البته متفاوتی است برای سانسور تاریخ خصوصن از این لحاظ که تاریخ و عکاسی ربط آنچنانی با هم ندارند
بهههّ زهرا هادی نازنینممم… راستی پستت رو خوندم که خوابم رو دیده بودی. 😁❤️😁❤️
تاریخ تقویمی است که چهره زندگی های نکرده مان را به رخ مان میکشد.
عو… پسندیدم.😁❤️