– تسلیم شو.؟
اووووههه. چشمچشم که میکنم میبینیم هرجا نقطهی شکستی داشتهام که با سر، کلهمعلق زدهام و تا مدتها زابهراه شدهام و کاسهی چهکنم، چهکنم دستگرفتهام، حاصل یک اصل بوده:
«حرکت بر پایهی اصول شِرتیپرتی.»
پایههای چسکی.
بنیانهای پِرپِرو.
نتیجه؟ خودخرمالی و تولید استدلالهای سیکیمخیاریِ رضایتبخش.
جایی شاید تسلیم، لزوم باشد.
من تسلیم چه هستم؟
تسلیم منطقهای محکم. تعریفهای روشن و استدلالهای استوار.
تسلیم اینها هستم.
گرچه جور یا ناجور باشد به تن خواسته و میل و ارزش و ضد ارزشهایم.
گر چه…