زندگی تعریفی گوزو از آب درمیاد؟

از آزادنویسی تا تعریف زندگی «آزادنویسی‌‌ دیگر بس.» دستم که به زق‌زق افتاد و بیش از نیم دهه از تکرارش که گذشت دیدم دیگر نمی‌کشم. آزادنویسی‌هایم افتاده به جنس کنکاش و از احساس آزادی و برون‌ریزی خبری نیست. البته همیشه آزادنویسی از جایی می‌افتد به کشف و جرقه و آتش‌سوزی. اما از کجا؟ مثلا بعد […]

به زبان ریشه‌ها گومبا گومبا می‌کنم

بعضی به زبان مادری سخن می‌گویند و بعضی حتی به زبان مادری می‌میرند. ما که از این سعادت‌ها نداشتیم. خودم را عرض می‌کنم. حتی قوم یأجوج‌و‌‌مأجوج هم در قبال زبان شخصیِ شخصِ شخیص بنده، گردن‌گیرش عمیقا خراب است. حالا مثلا چس‌ نالیدم که چی عرض کنم؟ خواستم از ریشه‌ها بگویم. همان پنهان‌های اساس قضیه و […]

تسلیم شوم؟

– تسلیم شو.؟ اووووههه. چشم‌چشم که می‌کنم می‌بینیم هرجا نقطه‌ی شکستی داشته‌ام که با سر، کله‌معلق زده‌ام و تا مدت‌ها زابه‌راه شده‌ام و کاسه‌ی چه‌کنم، چه‌کنم دست‌گرفته‌ام، حاصل یک اصل بوده: «حرکت بر پایه‌ی اصول شِرتی‌پرتی.» پایه‌های چسکی. بنیان‌های پِرپِرو. نتیجه؟ خودخرمالی و تولید استدلال‌های سیکیم‌خیاری‌ِ رضایت‌بخش. جایی شاید تسلیم، لزوم باشد. من تسلیم چه […]

فرمیک مرگ سه مورچه

مورچه بودند. بعد از شش-هفت سالی حفاری، پای‌شان باز شد به طبقه‌ی چهارم. بوی اسید فرمیک را خوب می‌شناسم. هفت سالم بود. آب‌نبات طالبی‌مزه‌ی‌ عید را گذاشتم دهانم. تلخ، تند و زننده. بیرونش ریختم. مورچه‌‌ای روی بسته‌ و انگشتم لهیده و با آب‌نبات، راهی دهانم شد. خوابم بوی اسیدفرمیک می‌داد. عوقی زدم و پریدم. بوی […]

از کجا شروع کنم؟

دیروز توی اولین وبینار سرزبان سال نو، درباره‌ی نقطه‌ی شروع؛ پیچ‌پیچه‌ترین نقطه‌ی تاریخ بشر با درصد بالا، که معمولا با جمله‌ی «فقط شروع کن» یا کاملا به ته‌ته‌های تباهی رسیده یا به عطف و وفاق پرداختیم. اما پیش‌تر از خودم می‌پرسیدم سرگیجه‌ی شروع، از کجا می‌آید؟ ندانستن یا در نظرگیری چندین شروع؟ احتمالا هر دو. […]